close
تبلیغات در اینترنت
معجزه

معجزه

عشق حسین,جامدادی,معجزه,محبة الحسین,اربعین,کربلا,عشق,

برای اینکه بتوانم با او صحبت کنم کمی خم شدم، چون هر دو پایش معلول بود و در حالت نشسته با دست‌هایش راه می‌رفت. پرسیدم: «حضرتکم من این؟» (اهل…

نقشه سایت

خانه
خوراک

ارتباط با تیــربــار مجــازی

به تــیر بار مجــازی خوش آمدید!

پست های الکترونیکی تارنما:

info@tirbar.ir

tirbar224@gmail.ir

آدرس اصلی ما:

www.tirbar.ir

دامنه کوتاه متصل:

ww.rzr.ir

ارتباط پیامکی:

09388750900

ارسال پیام و نظرات و گزارشات



موضوعات

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 1129 کل نظرات : 739 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 246 آمار بازدید
    بازدید امروز : 322 بازدید دیروز : 1,270 ورودی امروز گوگل : 17 ورودی گوگل دیروز : 114 آي پي امروز : 83 آي پي ديروز : 291 بازدید هفته : 8,771 بازدید ماه : 15,144 بازدید سال : 637,792 بازدید کلی : 2,918,058 اطلاعات شما
    آی پی : 54.204.198.71 مرورگر : سیستم عامل : امروز : یکشنبه 21 آذر 1395

    امکانات جانبی

    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    1 1733 saj
    1 1716 saj
    0 3710 saba021
    0 1372 saeed50900
    0 1586 mina76

    تبلیغات

    امام نقی علیه السلام در قفس شیر . . .

    در ایام متوکل عباسی زنی ادعا کرد که من حضرت زینب هستم و متوکل به او گفت: تو زن جوانی هستی و از آن زمان سالهای زیادی گذشته است.

    آن زن گفت : رسول خدا در من تصرف کرد و من هر چهل سال به چهل سال جوان می شوم. متوکل، بزرگان و علما را جمع کرد و راه چاره خواست.
    متوکل به آنان گفت: آیا غیر از گذشت سال، دلیل دیگری برای رد سخنان او دارید؟ گفتند: نه.

    آنان به متوکل گفتند : هادی علیه السلام را بیاور شاید او بتواند باطل بودن این زن را روشن کند.

    امام علیه السلام حاضر شد و فرمود: این دروغگو است و زینب سلام الله علیها در فلان سال وفات کرده است.

    متوکل پرسید : آیا غیر از این، دلیلی برای دروغگو بودن هست؟

    امام علیه السلام فرمود: بله و آن این است که گوشت فرزندان فاطمه سلام الله علیها بر درندگان حرام است. تو این زن را به قفس درندگان بینداز تا معلوم شود که دروغ می گوید.

    متوکل خواست او را در قفس بیندازد، او گفت: این آقا می خواهد مرا به کشتن بدهد، یک نفر دیگر را آزمایش کنید. برخی از دشمنان امام علیه السلام به متوکل پیشنهاد کردند که خود امام علیه السلام داخل قفس برود.

    متوکل به امام عرض کرد: آیا می شود خود شما داخل قفس بروید؟! نردبانی آوردند و امام علیه السلام داخل قفس رفت و در داخل قفس شش شیر درنده بود.

    وقتی امام علیه السلام داخل شد شیرها آمدند و در برابر امام علیه السلام خوابیدند و امام علیه السلام آنها را نوازش کرد و با دست اشاره می کرد و هر شیری به کناری می رفت.

    وزیر متوکل به او گفت : زود او را از داخل قفس بیرون بیاور و گرنه آبروی ما می رود.

    متوکل از امام هادی علیه السلام خواست که بیرون بیاید و امام علیه السلام بیرون آمد. امام فرمود : هر کس می گوید فرزند فاطمه (سلام الله علیها) است داخل شود.

    متوکل به آن زن گفت : داخل شو. آن زن گفت : من دروغ می گفتم و احتیاج، مرا به این کار وا داشت و مادر متوکل شفاعت کرد و آن زن از مرگ نجات یافت.

    منابــع :
    - بحار الانوار ج ۵۰ ص ۱۴۹ ح ۳۵ چاپ ایران.
    - منتهی الامال ج ۲ ص ۶۵۴ چاپ هجرت.

    این همه سختی برای چه؟!

    برای اینکه بتوانم با او صحبت کنم کمی خم شدم، چون هر دو پایش معلول بود و در حالت نشسته با دست‌هایش راه می‌رفت.

    پرسیدم: «حضرتکم من این؟» (اهل کجایی؟) در حالی که نفس‌نفس‌زنان خود را به جلو می‌کشید جواب داد: «مِن دیوانیه» (اهل شهر دیوانیه هستم.)

     اربعین

    … سوالات همراه با بغضم مانع حرکت او نبود و همان‌طور کشان‌کشان خود را به جلو می‌کشید و بریده بریده پاسخ می‌داد.

    کم کم سر و کلۀ دوربین‌های متعجب پیدا می‌شد، برای ثبت حرکات‌ آرام ولی عاشقانه این مرد میانسال عراقی.

    پایان گفتگو، از سختی‌های راه پرسیدم و علت تحمل این همه دشواری.

    لحظه‌ای ایستاد و به صورتم خیره شد، از عمق نگاه خسته‌اش می‌شد به صداقت لهجه‌اش که از یک ایمان راسخ حکایت داشت، پی برد، با همان حالت گفت: «محبة الحسین».

    دانلود فیلم

    منبع:جامدادی.آی آر

    ***

    عشق حسین است چه ها میکند...!؟

    حرف دل شهدا..

    نظرسنجي

    آیا از وب سایت راضی هستید؟


    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد