close
تبلیغات در اینترنت
خود ما حجاب و مانع ایم

خود ما حجاب و مانع ایم

داستان کوتاه,حکایت آموزنده,خود ما حجاب و مانع ایم,story

یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این…

نقشه سایت

خانه
خوراک

ارتباط با تیــربــار مجــازی

به تــیر بار مجــازی خوش آمدید!

پست های الکترونیکی تارنما:

info@tirbar.ir

tirbar224@gmail.ir

آدرس اصلی ما:

www.tirbar.ir

دامنه کوتاه متصل:

ww.rzr.ir

ارتباط پیامکی:

09388750900

ارسال پیام و نظرات و گزارشات



موضوعات

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 1129 کل نظرات : 739 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 246 آمار بازدید
    بازدید امروز : 266 بازدید دیروز : 1,270 ورودی امروز گوگل : 17 ورودی گوگل دیروز : 114 آي پي امروز : 83 آي پي ديروز : 291 بازدید هفته : 8,715 بازدید ماه : 15,088 بازدید سال : 637,736 بازدید کلی : 2,918,002 اطلاعات شما
    آی پی : 54.204.198.71 مرورگر : سیستم عامل : امروز : یکشنبه 21 آذر 1395

    امکانات جانبی

    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    1 1733 saj
    1 1716 saj
    0 3710 saba021
    0 1372 saeed50900
    0 1586 mina76

    تبلیغات

    تو فقط خود تو...!

    یک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

    در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

    این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!

    کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
    آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
    تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جز خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

    زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

    این مطلب را تو وبلاگ آفتابگردون دیدم خوشم اومد براتون گذاشتم راستی راستی فکر کنیم ببنیم چقدر خودمان برای خودمان مهم هستیم. آره خود ما حجاب و مانع هستیم ...

    حرف دل شهدا..

    نظرسنجي

    آیا از وب سایت راضی هستید؟


    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد