close
تبلیغات در اینترنت
وقتی شاهرخ سیبیل شهید ضرغام شد
loading...

تیربار مجازی

اپیزود اول : کاباره- صبح یکی از روزها با هم به" کاباره پل کارون "رفتیم . به محض ورود ،نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود . با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار باحیائی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول…

وقتی شاهرخ سیبیل شهید ضرغام شد

تیربارچی بازدید : 403 جمعه 07 شهريور 1393 نظرات ()

اپیزود اول : کاباره- صبح یکی از روزها با هم به" کاباره پل کارون "رفتیم . به محض ورود ،نگاهش به گارسون جدیدی افتاد که سر به زیر، پشت قسمت فروش قرار گرفته بود . با تعجب گفت: این کیه؟ تا حالا اینجا ندیده بودمش؟! در ظاهر، زن بسیار باحیائی بود. اما مجبور شده بود بدون حجاب به این کار مشغول شود . شاهرخ جلوی میز رفت و گفت :همشیره تا حالا ندیده بودمت،تازه اومدی اینجا ؟! زن خیلی آهسته گفت: بله، من از امروز اومدم . شاهرخ دوباره با تعجب پرسید : تو اصلا قیافت به این جور کارها و این جور جاها نمی خوره،اسمت چیه؟ قبلا چیکاره بودی؟

زن در حالی که سرش رو بالا نمی گرفت گفت: مهین هستم، شوهرم چند وقته که مرده، مجبور شدم که برای اجاره خانه و خرجی خودم و پسرم بیام اینجا! شاهرخ ،حسابی به رگ غیرتش برخورده بود ،دندانهایش را به هم فشار می داد ،رگ گردنش زده بود بیرون ،بعد دستش رو مشت کرد و محگم کوبید روی میز و با عصبانیت گفت: ای لعنت بر این مملکت کوفتی!!

بعد بلند گفت: همشیره راه بیفت بریم، همینطور که از در بیرون می رفت رو کرد به ناصر جهود(صاحب كاباره) و گفت: زود بر می گردم! مهین هم رفت اتاق پشتی و چادرش رو سر کرد و با حجاب کامل رفت بیرون. بعد هم سوار ماشین شد و حرکت کردند. مدتی از این ماجرا گذشت. تا اینکه یک روز در باشگاه پولاد همدیگر را دیدیم . بعد از سلام و علیک ،بی مقدمه پرسیدم: راستی قضیه اون مهین خانم چی شد؟

به ادامه مطلب بروید

اول درست جواب نمی داد. اما وقتی اصرار کردم گفت: دلم خیلی براشون سوخت ، اون خانم یه پسر ده ساله به اسم رضا داشت. صاحب خونه بخاطر اجاره، اثاث ها رو بیرون ریخته بود . من هم یه خونه کوچیک تو خیابون نیرو هوائی براشون اجاره کردم. به مهین خانم هم گفتم: تو خونه بمون بچه ات رو تربیت کن، من اجاره و خرجی شما رو میدم!!

اپيزود دوم : انقلاب
--
هر شب در تهران تظاهرات بود. اعتصابات و درگیریها همه چیز را به هم ریخته بود . از مشهد که بر گشتیم . شاهرخ برای نماز جماعت رفت مسجد. خیلی تعجب کردم. فردا شب هم برای نماز مسجد رفت . با چند تا از بچه های انقلابی آنجا آشنا شده بود. در همه تظاهراتها شرکت می کرد. حضور شاهرخ با آن قد و هیکل و قد، قوت قلبی برای دوستانش بود .
البته شاهرخ از قبل هم میانه خوبی با شاه و درباری ها نداشت. بارها دیده بودم که به شاه و خاندان سلطنت فحش می دهد.
ارادت شاهرخ به امام تا آنجا رسید که در همان ایام قبل از انقلاب سینه اش را خالکوبی کرده بود. روی آن هم نوشته بود: خمینی، فدایت شوم
اپيزود سوم : جنگ
--
دومین روز حضور من در جبهه بود. تا ظهر در مقر بچه ها در هتل کاروانسرا بودم ،پسرکی حدود پانزده سال همیشه همراه شاهرخ بود . مثل فرزندی که همواره با پدر است.
تعجب من از رفتار آنها وقتی بیشتر شد که گفتند:این پسر، رضا فرزند شاهرخ است!! اما من که برادرش بودم خبر نداشتم . عصر بود که دیدم شاهرخ در گوشه ای تنها نشسته. رفتم و در کنارش نشستم. بی مقدمه و با تعجب گفتم: این آقا رضا پسر شماست!؟
خندید و گفت: نه ،مادرش اون رو به من سپرده . گفته مثل پسر خودت مواظب رضا باش . گفتم مادرش دیگه کیه؟ گفت:مهین همون خانمی که تو کاباره بود. آخرین باری که براش خرجی بردم گفت: رضا خیلی دوست داره بره جبهه.من هم آوردمش اینجا.
ماجرای مهین را میدانستم ،برای همین دیگر حرفی نزدم....

اپيزود آخر
--
نیروی کمکی نیامد. توپخانه هم حمایت نکرد. همه نیروها به عقب آمدند. شب بود که به هتل رسیدیم .
آقا سید( شهید سید مجتبی هاشمی- جانشین جنگهای نامنظم) را دیدم، درد شدیدی داشت. اما تا مرا دید با لبخندی بر لب گفت: خسته نباشی دلاور، بعد مکثی کرد و با تعجب گفت: شاهرخ کو؟
بچه ها در کنار جمع شده بودند. نفس عمیقی کشیدم و چیزی نگفتم. قطرات اشک از چشمانم سرازیر شد ،سید منتظر جواب بود. این را از چهره نگرانش می فهمیدم.
کسی باور نمی کرد شاهرخ دیگر در بین ما نباشد. خیلی از بچه ها بلند بلند گریه می کردند. سید را هم برای مداوا فرستادیم بیمارستان. روز بعد یکی از دوستانم که رادیو تلویزیون عراق را زیر نظر داشت سراغ من آمد نگران و با تعجب گفت: شاهرخ شهید شده؟ گفتم چطور مگه؟ گفت: الآن عراقی ها تصویر جنازه یک شهید رو پخش کردند. بدن بی سر او پر تیر و ترکش و غرق در خون بود.
سربازان عراقی هم در کنار پیکرش از خوشحالی هلهله می کردند. گوینده عراق هم می گفت ما شاهرخ، جلاد حکومت ایران را کشتیم!
اثری از پیکر شاهرخ نیافتیم . او شهید شده بود. شهید گمنام. از خدا خواسته بود همه را پاک کند. همه گذشته اش را. می خواست چیزی از او نماند. نه اسم ،نه شهرت،نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر. اما یاد او زنده است. یاد او نه فقط در دل دوستان ،بلکه در قلوب تمامی ایرانیان زنده است. او مزار دارد. مزار او به وسعت همه خاکهای سرزمین ایران است

 منبع :سایت شهید اوینی به نقل از وبلاگ هندوانه سر باز

برچسب ها شهید شاهرخ , کاهواره ,
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام. به تیربار مجازی خوش امدید. دامنه اصلی: www.tirbar.ir دامنه کوتاه متصل: www.rzr.ir ایمیل:info@tirbar.ir
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • تا شقایق...
  • تا شقایق...
  • شرکت دانش نگران
  • تا همیشه افتاب
  • ❤مَــטּ تِشنہ ے نگــ ـاه( ح س ے טּ ) م❤
  • دار الشهدا
  • اشک منتظران
  • خبرگزاری دفاع مقدس
  • نگارخانه ایرانی
  • عصر انتظار (بنر،پوستر و...)
  • شجره طیبه صالحین پایگاه حضرت ابوالفضل اهرستان
  • بجه های قلم
  • پــــارادوکـــس1
  • سایت ها و وبلاگ های لینکــ شده (دوستان)
  • پر از خالی...
  • پارادوکس paradox
  • حرم رضوی
  • ◄3چـــآدُرے حــآمـے جـَـلـیـلـے►
  • یــکی مراقــبه
  • ✔✔ سـنــــگـر مـجــٰــازی ✔✔
  • نقــاش فقیــر
  • دلتنگی برای او
  • خاطره
  • سه نقطه...
  • قول ســـدید
  • ●●● بـانـوی خـلـوت نـشیـن حـرم ●●●
  • مظهر زیبایی
  • جملات زیبا،عارفانه رسول طالبی
  • ★☆**★قبـــــیلـــه عــشـــقــــ★**☆★
  • بیاین انسان باشیم
  • منتظران مهدی
  • بسیجــی نتـرس
  • روح ســرد
  • ❤♡ وعـــ ـــده گــ ـــاه ♡❤
  • .•°°•.♥ صدراییان منتظر .•°°•.♥
  • صلی الله علیک یا اباعبدالله
  • منتظران ظهور
  • نازنین امـــام
  • چـــــــــــــادر خاکی
  • مدیریت مالی دانشگاه حائری میبد
  • ولایـــت فقیه
  • بصــیرت علوی
  • خطابه غدیر(سند حقانیت شیعه)
  • بچه های حـرم (هيئت جنةالحسين)
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    آیا از وب سایت راضی هستید؟


    ارتباط با تیــربــار مجــازی

    به تــیر بار مجــازی خوش آمدید!

    پست های الکترونیکی تارنما:

    info@tirbar.ir

    tirbar224@gmail.ir

    آدرس اصلی ما:

    www.tirbar.ir

    دامنه کوتاه متصل:

    ww.rzr.ir

    ارتباط پیامکی:

    09388750900

    ارسال پیام و نظرات و گزارشات



    آمار سایت
  • کل مطالب : 1130
  • کل نظرات : 740
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 249
  • آی پی امروز : 100
  • آی پی دیروز : 183
  • بازدید امروز : 1,940
  • باردید دیروز : 3,169
  • گوگل امروز : 8
  • گوگل دیروز : 19
  • بازدید هفته : 5,109
  • بازدید ماه : 41,009
  • بازدید سال : 1,115,166
  • بازدید کلی : 4,073,513
  • کدهای اختصاصی
    حرف دل شهدا..