close
تبلیغات در اینترنت
فرمانده شهیدی که با نارنجک، ۲۵ تانک دشمن را منهدم کرد +تصاویر
loading...

تیربار مجازی

شهید حسن پور به تنهایی با نارنجک در حدود ۲۵ تانک را منهدم کرد و یک انبار مهمات دشمن را به آتش کشید که تا صبح می سوخت. با اینکه فرمانده بود ولی با پای پیاده در کنار نیروهایش بود و حتی جلوتر از آنها حرکت می کرد تا آمار شهدا و مجروحین را بداند. «زهرا گلی قادی» همسر سردار شهید حسن حسن پور،…

فرمانده شهیدی که با نارنجک، ۲۵ تانک دشمن را منهدم کرد +تصاویر

تیربارچی بازدید : 353 دوشنبه 30 دي 1392 نظرات ()
شهید حسن پور به تنهایی با نارنجک در حدود ۲۵ تانک را منهدم کرد و یک انبار مهمات دشمن را به آتش کشید که تا صبح می سوخت. با اینکه فرمانده بود ولی با پای پیاده در کنار نیروهایش بود و حتی جلوتر از آنها حرکت می کرد تا آمار شهدا و مجروحین را بداند.

«زهرا گلی قادی» همسر سردار شهید حسن حسن پور، فرمانده گردان علی ابن ابی طالب(ع) لشکر ۲۵ کربلا، نقل می کند: او قبل از شروع انقلاب اسلامی امام را شناخته بود و به صورت مخفیانه به فعالیت های خود بر علیه رژیم پهلوی می پرداخت. در پیروزی انقلاب نیز به نوبه ی خود سهم به سزایی داشت. بعد از پیروزی انقلاب در کمیته مشغول فعالیت شد و بعد به علت آن که آن موقع کمیته، انتظامات داخل شهر را به عهده داشت و نیروهایش به جبهه نمی رفتند به سپاه رفت.

متن کامل در ادامه مطلب

* از ۹ ماه نامزدی، ۶ ماهش را در جبهه بود

روحیۀ بالایی داشت و عاشق جنگ بود. از اول شروع جنگ در جبهه حضور داشت. به طوری که در خاطرم هست که در مدت ۹ ماه نامزدی، ۶ ماه در جبهه بود و بعد از ازدواج که از مدت زندگی شان تنها ۸ ماه گذشت، او به شهادت رسید. تنها یک ماه در منزل خودش بود و بقیه را در جبهه به سر می برد.

* فرار از بیمارستان

بعد از شهادتش از زبان همرزمانش می شنیدم که او قبل از عملیات بیت المقدس، با یکی از برادران اصفهانی برای شناسایی به سمت دشمن حرکت کردند. آن برادر اصفهانی به شهادت رسید و او هم از ناحیه ی پا زخمی شد. با وجود زخمی شدن و بستری بودن در بیمارستان، از بیمارستان فرار کرد و به جبهه رفت که دوستانش دوباره او را به بیمارستان برگرداندند. هر چه از روحیه و ایمانش بگویم، کم گفتم.

Hasanpoor (2)

* به وسیله نارنجک ۲۵ تانک و یک انبار مهمات دشمن را به آتش کشید

در عملیات رمضان، فرمانده گردان بود. یکی از دوستانش می گفت: او به تنهایی با نارنجک در حدود ۲۵ تانک را منهدم کرد و یک انبار مهمات دشمن را به آتش کشید که تا صبح می سوخت. با اینکه فرمانده بود ولی با پای پیاده در کنار نیروهایش بود و حتی جلوتر از آنها حرکت می کرد تا آمار شهدا و مجروحین را بداند. در آخرین لحظات، در کنار شهیدی و او را در آغوش گرفت. می خواست بلند شود که دشمن از پشت او را به گلوله بست و شربت شهادت نوشید

* آرزو داشت پرچم ایران را در مسابقات بین المللی به اهتزاز در آورد

ورزشکار بود و بدن ورزیده و آماده ای داشت. با وجود ترکشی که در پا داشت، تازه از بیمارستان به منزل آمده بود که در مسابقه ی دو، بین نیروهای مسلح مقام اول را کسب کرد.

با وجود این که هیچ گونه تمرینی در زمانی که در جبهه بود در مورد کشتی نداشت، در مسابقه ی کشتی نیز بین گیلان و مازندران به مقام اول نائل آمد و در مسابقات کشوری، مقام پنجم را کسب کرد. آرزو داشت به مسابقات بین المللی اعزام شود تا در خارج از کشور، پرچم جمهوری اسلامی به اهتزاز در آید و عکس امام را بر روی آن پرچم نصب کند.

Hasanpoor (4)

* ۱۱منافق را به تنهایی دستگیر کرده بود

خیلی تیزهوش بود. یک روز در تهران که زمان اوج ترور منافقین بود، از اُور کتش که فهمیده بودند پاسدار است به سوی او هجوم بردند که به زیرکی از دست شان فرار کرد. در چند خانه ی تیمی که در ساری کشف شده بود، نام ایشان جز اعضایی بود که باید ترور می شدند، نوشته شده بود که به شکر خدا موفق نشدند. روزی به تنهایی ۱۱ منافق را دستگیر کرد و به سپاه برد.

* مرگ آگاهی به سراغش آمده بود

شب آخری که در منزل بود، بسیاری از دوستانش را به افطار دعوت کرد. به آنها می گفت: این وداع آخر من است و شب آخری است که در میان شما هستم. یکی از برادران روحانی که حال خود نیز شهید شده است، تعریف می کرد که یک ربع مانده بود به عملیات، دیدم شهید حسن پور در گوشه ای دراز کشیده و می گوید: احساس می کنم در منزلم هستم. بعد از شنیدن خبر شهادتش متوجه منظورش از واژه «منزل» شدم. منظورش منزل ابدی و آخرتش بود که آن را دیده و لمس کرده بود. می گفت که شب قبل، امام زمان(عج) را در خواب دیدم. نیمه های شب یکسری از برادران رزمنده هم محلی اش، دور شهید حسن پور جمع شدند. او به آنها گفت: فردا دیگر از میان شما می روم که با گریه های همرزمانش مواجه شده بود.

Hasanpoor (7)

* بنی صدر باید از بین برود

قبل از این که خیانت بنی صدر برملا شود، در تمام محافل بر علیه بنی صدر صحبت می کرد و می گفت: «اگر خودم در جبهه با بنی صدر روبرو شوم او را می کُشم.»

* عکس یادگاری با فرزند شهید

روزی شهید نقل می کرد: «در اهواز بچه ای را دیدم، او را در آغوش گرفتم. متوجه شدم که او فرزند شهید است. از من جدا نمی شد. می گفت می خواهم با تو بیایم و شهید شوم. بالاخره او را به زور راضی کردم و دو عکس یادگاری با او گرفتم تا او مرا را رها کرد و من هم به عملیات رفتم.»

* دو ماه دیگر باید مرا در سردخانه ببینی

قبل از این که فرزند مان به دنیا بیاید، شهید شد و سه ماه بعد از شهادتش، فرزندم به دنیا آمد. یک روز رو کرد به من و گفت: «دوست داری من الآن به شهادت برسم، قبل از این که بچه ام را ببینم؟ با این که خیلی دوست دارم او را ببینم، یا مثل شهید دستغیب به سن ایشان برسم؟» جواب دادم: «مثل شهید دستغیب.» گفت: «نه، من با این که بی نهایت به فرزندم و خانواده ام علاقه مندم و دوست دارم او را ببینم اما با علاقه ی بی نهایتی که به خدا دارم و او را می پرستم، به او عملاً ثابت می کنم که از همسرم می گذرم اما از خدا هرگز.»

از ناراحتی زبانم بند آمد. از سالن غذاخوری بیرون آمدم. یکی از دوستانش وقتی مرا دید، متوجه حالم شد. او را صدا زد و گفت: «خانمت ناراحت است.» شهید وارد حیاط سپاه شد، اجازه حرف زدن به من نداد و گفت: «چرا ناراحتی؟ ۲ ماه دیگر مرا در سردخانه می بینی. باید روحیه داشته باشی.»

۲ماه بعد در عملیات بیت المقدس مجروح شد و مدتی نگذشت که در عملیات رمضان در تاریخ بیست و سوم تیرماه ۱۳۶۱ مصادف با بیست و یکم ماه مبارک رمضان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

برگرفته از جامدادی.آی ار

منبع: www.jangoganj.ir

ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط محسن در تاریخ 1392/11/1 و 16:13 دقیقه ارسال شده است

با سلام

تشکر

در پناه خدا...

این نظر توسط ونوس در تاریخ 1392/11/1 و 13:56 دقیقه ارسال شده است

روحش شاد


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام. به تیربار مجازی خوش امدید. دامنه اصلی: www.tirbar.ir دامنه کوتاه متصل: www.rzr.ir ایمیل:info@tirbar.ir
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • تا شقایق...
  • تا شقایق...
  • شرکت دانش نگران
  • تا همیشه افتاب
  • ❤مَــטּ تِشنہ ے نگــ ـاه( ح س ے טּ ) م❤
  • دار الشهدا
  • اشک منتظران
  • خبرگزاری دفاع مقدس
  • نگارخانه ایرانی
  • عصر انتظار (بنر،پوستر و...)
  • شجره طیبه صالحین پایگاه حضرت ابوالفضل اهرستان
  • بجه های قلم
  • پــــارادوکـــس1
  • سایت ها و وبلاگ های لینکــ شده (دوستان)
  • پر از خالی...
  • پارادوکس paradox
  • حرم رضوی
  • ◄3چـــآدُرے حــآمـے جـَـلـیـلـے►
  • یــکی مراقــبه
  • ✔✔ سـنــــگـر مـجــٰــازی ✔✔
  • نقــاش فقیــر
  • دلتنگی برای او
  • خاطره
  • سه نقطه...
  • قول ســـدید
  • ●●● بـانـوی خـلـوت نـشیـن حـرم ●●●
  • مظهر زیبایی
  • جملات زیبا،عارفانه رسول طالبی
  • ★☆**★قبـــــیلـــه عــشـــقــــ★**☆★
  • بیاین انسان باشیم
  • منتظران مهدی
  • بسیجــی نتـرس
  • روح ســرد
  • ❤♡ وعـــ ـــده گــ ـــاه ♡❤
  • .•°°•.♥ صدراییان منتظر .•°°•.♥
  • صلی الله علیک یا اباعبدالله
  • منتظران ظهور
  • نازنین امـــام
  • چـــــــــــــادر خاکی
  • مدیریت مالی دانشگاه حائری میبد
  • ولایـــت فقیه
  • بصــیرت علوی
  • خطابه غدیر(سند حقانیت شیعه)
  • بچه های حـرم (هيئت جنةالحسين)
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    آیا از وب سایت راضی هستید؟


    ارتباط با تیــربــار مجــازی

    به تــیر بار مجــازی خوش آمدید!

    پست های الکترونیکی تارنما:

    info@tirbar.ir

    tirbar224@gmail.ir

    آدرس اصلی ما:

    www.tirbar.ir

    دامنه کوتاه متصل:

    ww.rzr.ir

    ارتباط پیامکی:

    09388750900

    ارسال پیام و نظرات و گزارشات



    آمار سایت
  • کل مطالب : 1130
  • کل نظرات : 740
  • افراد آنلاین : 7
  • تعداد اعضا : 249
  • آی پی امروز : 45
  • آی پی دیروز : 228
  • بازدید امروز : 2,643
  • باردید دیروز : 3,783
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 19
  • بازدید هفته : 22,064
  • بازدید ماه : 57,964
  • بازدید سال : 1,132,121
  • بازدید کلی : 4,090,468
  • کدهای اختصاصی
    حرف دل شهدا..