close
تبلیغات در اینترنت
و چقدر با برکتی مادر ...
loading...

تیربار مجازی

جابربن عبدالله انصارى میگوید: روزى پیامبراسلام پس از نماز عصر با اصحاب و یاران نشسته بودند كه پیرمردى با لباس‏هاى مندرس و در كمال ناتوانى كه نشان میداد از راه دورى با گرسنگى آمده وارد شد. عرضه داشت مردى پریشان احوالم، مرا از برهنگى و گرسنگى نجات ده، رسول اسلام فرمود اكنون چیزى…

و چقدر با برکتی مادر ...

تیربارچی بازدید : 1143 جمعه 22 ارديبهشت 1391 نظرات ()

جابربن عبدالله انصارى میگوید: روزى پیامبراسلام پس از نماز عصر با اصحاب و یاران نشسته بودند كه پیرمردى با لباس‏هاى مندرس و در كمال ناتوانى كه نشان میداد از راه دورى با گرسنگى آمده وارد شد.


عرضه داشت مردى پریشان احوالم، مرا از برهنگى و گرسنگى نجات ده، رسول اسلام فرمود اكنون چیزى نزد من نیست ولى تو را به كسى راهنمائى میكنم كه نیازمندیهاى تو را برطرف كند، راهنماى به كار خیر مانند كسى است كه آن كار خیر را انجام داده است، من تو را به خانهاى میفرستم كه محبوب خدا و رسول و او نیز عاشق خدا و رسول است.


پیامبر به بلال دستور داد پیرمرد را به در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها راهنمائى كند وقتى آن مرد بینوا به در خانه حضرت رسید....


برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب بروید

منبع: آفتابگردون

گفت:


«السلام علیكم یا اهل البیت النبوة»

او را جواب داده و پرسیدند كیستى گف: مردى بینوا هستم خدمت رسول خدا آمدم و عرض حاجت نمودم، آن بزرگوار مرا به در خانه شما فرستاد، آن روز سومین روزى بود كه اهل بیت در گرسنگى بسر برده و پیامبر از آن آگاه بود.

فاطمه علیهاسلام چون چیزى در خانه براى عطا كردن به مرد عرب نمییافت بناچار پوست گوسپندى كه فرزندانش حسن و حسین را روى آن میخوابانید به او داد و فرمود: اى مرد عرب امید است خداوند گشایش و فرجى براى تو فراهم آورد، پیرمرد گفت: دختر پیامبر من از گرسنگى بیطاقتم شما پوست گوسپند من به مرحمت میكنى: حضرت زهرا پس از شنیدن سخن پیرمرد گردن بندى كه دختر عبدالمطلب به او هدیه داده بود به مرد عرب داد، پیرمرد گردن بند را گرفت و به مسجد آورد.

پیامبر را در میان اصحاب دید، عرضه داشت یا رسول الله این گردن بند را دخترت به من داد و گفته آن را بفروشم شاید خداوند گشایش و فرجى براى من فراهم آورد، پیامبر گریان شد و فرمود: چگونه و چرا خدا گشایش نمیدهد با این كه بهترین زنان پیشینیان و آیندگان گلوبند خود را به تو داده است.

عمار یاسر گفت: یا رسول الله اذن میدهید من این گردن بند را بخرم، حضرت فرمود: خدا خریدار این گردن بند را عذاب نمیكند، عمار به عرب گفت به چند میفروشى پیرمرد گفت: به سیر شدن از غذائى و یك برد یمانى جهت پوشاك و دینارى كه مصرف بازگشت خود به وطنم نمایم.

عمار گفت: من به بهاى این گردن بند دویست درهم میپردازم، و تو را از نان و گوشت سیر میكنم و بردى یمانى هم براى تن پوشت میدهم و با شترم تو را به خانواده ات میرسانم، عمار پیرمرد را به خانه برد و از غنائمى كه هنوز از خیبر نزد خود داشت به او داد.

عرب دو مرتبه خدمت پیامبر رسید آنجناب فرمود: پوشاك لازم را گرفتى و سیر هم شدى، گفت: آرى بلكه بینیاز شدم سپس حضرت گوشهاى از فضائل فاطمه علیهاسلام را بیان فرمود تا جائى كه گفت: دخترم فاطمه را كه میان قبر میگذارند از او میپرسند خدایت كیست؟ میگوید: الله ربى، سؤال میكنند پیامبرت كیست؟ میگوید پدرم، میپرسند امام و ولى تو كیست؟ میگوید: همین كسى كه كنار قبرم ایستاده.

در هر صورت عمار گردن بند را خوشبو كرد و با یك برد یمانى به غلامى كه سهم نام داشت داد و گفت خدمت پیامبر ببر در ضمن تو را هم به حضرت بخشیدم، پیامبر سهم را با گردن بند نزد فاطمه فرستاد، دختر پیامبر گردن بند را گرفت و غلام را آزاد كرد، غلام پس از آزاد شدن خندید، حضرت زهرا از سبب خنده‏اش پرسید گفت از بركت این گردن بند میخندم كه گرسنهاى را سیر و مستمندى را بینیاز و برهنهاى را مالك لباس و غلامى را آزاد كرد و به دست صاحبش بازگشت:

منبع: وبلاگ آفتابگردون

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط mkmk در تاریخ 1391/2/24 و 10:07 دقیقه ارسال شده است

روز مادر ،سالروز ولادت حضرت زهرا و فرزند پاکش روح الله خمینی مبارک

این نظر توسط زهره در تاریخ 1391/2/23 و 10:41 دقیقه ارسال شده است

سر فصل کتاب آفرینش زهراست
روح ادب و کمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت
مسئول پذیرش و گزینش زهراست


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
سلام. به تیربار مجازی خوش امدید. دامنه اصلی: www.tirbar.ir دامنه کوتاه متصل: www.rzr.ir ایمیل:info@tirbar.ir
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • لینک دوستان
  • تا شقایق...
  • تا شقایق...
  • شرکت دانش نگران
  • تا همیشه افتاب
  • ❤مَــטּ تِشنہ ے نگــ ـاه( ح س ے טּ ) م❤
  • دار الشهدا
  • اشک منتظران
  • خبرگزاری دفاع مقدس
  • نگارخانه ایرانی
  • عصر انتظار (بنر،پوستر و...)
  • شجره طیبه صالحین پایگاه حضرت ابوالفضل اهرستان
  • بجه های قلم
  • پــــارادوکـــس1
  • سایت ها و وبلاگ های لینکــ شده (دوستان)
  • پر از خالی...
  • پارادوکس paradox
  • حرم رضوی
  • ◄3چـــآدُرے حــآمـے جـَـلـیـلـے►
  • یــکی مراقــبه
  • ✔✔ سـنــــگـر مـجــٰــازی ✔✔
  • نقــاش فقیــر
  • دلتنگی برای او
  • خاطره
  • سه نقطه...
  • قول ســـدید
  • ●●● بـانـوی خـلـوت نـشیـن حـرم ●●●
  • مظهر زیبایی
  • جملات زیبا،عارفانه رسول طالبی
  • ★☆**★قبـــــیلـــه عــشـــقــــ★**☆★
  • بیاین انسان باشیم
  • منتظران مهدی
  • بسیجــی نتـرس
  • روح ســرد
  • ❤♡ وعـــ ـــده گــ ـــاه ♡❤
  • .•°°•.♥ صدراییان منتظر .•°°•.♥
  • صلی الله علیک یا اباعبدالله
  • منتظران ظهور
  • نازنین امـــام
  • چـــــــــــــادر خاکی
  • مدیریت مالی دانشگاه حائری میبد
  • ولایـــت فقیه
  • بصــیرت علوی
  • خطابه غدیر(سند حقانیت شیعه)
  • بچه های حـرم (هيئت جنةالحسين)
  • آخرین مطالب ارسال شده
  • نظرسنجی
    آیا از وب سایت راضی هستید؟


    ارتباط با تیــربــار مجــازی

    به تــیر بار مجــازی خوش آمدید!

    پست های الکترونیکی تارنما:

    info@tirbar.ir

    tirbar224@gmail.ir

    آدرس اصلی ما:

    www.tirbar.ir

    دامنه کوتاه متصل:

    ww.rzr.ir

    ارتباط پیامکی:

    09388750900

    ارسال پیام و نظرات و گزارشات



    آمار سایت
  • کل مطالب : 1130
  • کل نظرات : 740
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 249
  • آی پی امروز : 101
  • آی پی دیروز : 183
  • بازدید امروز : 2,007
  • باردید دیروز : 3,169
  • گوگل امروز : 8
  • گوگل دیروز : 19
  • بازدید هفته : 5,176
  • بازدید ماه : 41,076
  • بازدید سال : 1,115,233
  • بازدید کلی : 4,073,580
  • کدهای اختصاصی
    حرف دل شهدا..