close
تبلیغات در اینترنت
خاطرات و داستان

خاطرات و داستان

خاطرات و داستان

خاطرات و داستان

نقشه سایت

خانه
خوراک

ارتباط با تیــربــار مجــازی

به تــیر بار مجــازی خوش آمدید!

پست های الکترونیکی تارنما:

info@tirbar.ir

tirbar224@gmail.ir

آدرس اصلی ما:

www.tirbar.ir

دامنه کوتاه متصل:

ww.rzr.ir

ارتباط پیامکی:

09388750900

ارسال پیام و نظرات و گزارشات



موضوعات

آمار

    آمار مطالب
    کل مطالب : 1130 کل نظرات : 739 آمار کاربران
    افراد آنلاین : 4 تعداد اعضا : 246 آمار بازدید
    بازدید امروز : 830 بازدید دیروز : 2,521 ورودی امروز گوگل : 38 ورودی گوگل دیروز : 109 آي پي امروز : 134 آي پي ديروز : 233 بازدید هفته : 830 بازدید ماه : 35,270 بازدید سال : 35,270 بازدید کلی : 2,993,617 اطلاعات شما
    آی پی : 54.205.9.146 مرورگر : سیستم عامل : امروز : دوشنبه 27 دی 1395

    امکانات جانبی

    آخرين ارسال هاي تالار گفتمان

    کمی طاقت داشته باشید...
    عنوان پاسخ بازدید توسط
    1 1843 saj
    1 1802 saj
    0 3803 saba021
    0 1458 saeed50900
    0 1665 mina76

    تبلیغات

    چه کسی از جنگ خسته شده است؟

    جنگ دیروز؛ جنگ امروز.

    چه کسی از جنگ خسته شده است؟

    می‌توانید این نوا را با لینک مستقیم از اینجا دانلود کنید.

    کد پخش فلش:
    شما می‌توانید با قرار دادن کد زیر در قالب وبلاگ یا وب‌سایتتان بدون هیچ تنظیم اضافی، این نوا را در سایت یا وبلاگ خود داشته باشید.

     

    جنگ است هنوز... مرد میطلبد میدان نبرد...

    آیا امیدی برای ما هم هست؟

    ابراهیم حاتمی‌کیا

    یا خدا
    خبر آمد که سردار حسین همدانی رفت.
    لحظه‌ای که خبر به جانم نشست، بیش از آنکه به سردار فکر کنم از جا ماندگی خودم حالم گرفت.

    سردار که باید می‌رفت. سردار که در صراط رفتن بود و مگر جز این، زیبنده سردار بود.

    این مائیم که در این هندسه حضور، حصاری به قد عادات‌مان به دور خویش کشیده‌ایم و سردارِ سربدار این هندسه را بر هم زد و رفت.

    سردارِ سربدار حسین همدانی، آن سیمای سفید کرده در آسیاب جهاد سالهاست که می‌رفت و ما گمان کردیم در کنارمان است. او بازمانده قافله‌ای بود که سالارش حاج احمد متوسلیان بود.

    گمانم اکنون سردار سلیمانی غصه‌دار است، گمانم اکنون مرغان دشت جهاد هوایی شده‌اند.
    ولی شما مرغان وحشی کجا و ما اهلی شدگان در قفس عادات کجا.

    آیا کسی صدای ما را می‌شنود؟
    آیا امیدی برای ما هم هست؟

    ابراهیم حاتمی‌کیا / جمعه ۱۷ مهر۱۳۹۴

    شما توجیه نیستید آقا!

    می‌گفت شب قدر به جای مجلس و… نشسته بود نریشن روایت فتح را می‌نوشت.
    گفتم: یک امشب رو ول کن بابا!

    سرش را بلند کرد، نگاهی کرد و گفت:
    مثل این که شما توجیه نیستید آقا!

    هدیه به شهید سید مرتضی اوینی صلوات

    متفاوت ترین روایت گری حاج حسین یکتا در شلمچه

    روایتگری ناب توسط مسئول قرارگاه های خاتم الاوصیا حاج حسین یکتا.
    اسفند ۱۳۹۳ – شلمچه.

    دل ها را می برد…

    دانلود

    download_icon1

    دانلود با کد QR
    کیفیت خوبhaj-hoseyn-yekta-001

    خواهر منو بگیر!تصویر روز

    خواهر منو بگیر!تصویر روز

    اومده بود مرخصی بگیره، آقا مهدی یه نگاهی بهش کرد و گفت:
    «میخوای بری ازدواج کنی؟»

    گفت: «بله میخوام برم خواستگاری.»

    – «خب بیا خواهر منو بگیر!»

    – «جدی میگی آقا مهدی؟!»

    – «آره، به خانواده ت بگو برن ببینن اگر پسندیدن بیا مرخصی بگیر برو!»

    اون بنده خدا هم خوشحال دویده بود مخابرات تماس گرفته بود!

    به خانواده ش گفته بود: «فرمانده ی لشکرمون گفته بیا خواهر منو بگیر، زود برید خواستگاریش خبرشو به من بدید!»

    بچه های مخابرات مرده بودن از خنده!

    پرسیده بود: «چرا می خندید؟ خودش گفت بیا خواستگاری خواهر من!»

    گفته بودن: «بنده خدا آقا مهدی سه تا خواهر داره، دوتاشون ازدواج کردن ، یکیشونم یکی دوماهشه!»

    از کتاب: ستاره ی دنباله دار

    به محض این که روزنه ای باز بشود، پرواز می‌کنیم

    به محض این که روزنه ای باز بشود، پرواز می‌کنیم

    روایت داستانی لحظات قبل از عروج – ۱۹ دی ماه ۱۳۸۴

    رئیس ستاد ما را ! این جا چه کار می‌کنی تو؟!

    برزگر کمی‌آشفته شد.

    دعوتم نمی‌کنی به دفترت؟!

    سردار لبخند زد.

    چرا! چای هم می‌دهیم بهت، حالا که آمدی با هم برویم فرودگاه، و رو کرد به محمود:

    اوضاع چطور است؟

    محمود فقط یک کلمه گفت: بد!

    بد؟!

    محمود خواست توضیح بدهد اما چنان صدای آسمان قرومبه ای بلند شد که به نظر رسید شیشه‌ها خواهند ریخت. یک آن مات شان برد و سکوت کردند و گوش سپردند به صدا و نا خواسته چشم دوختند به پنجره تا شاید نور تندر را هم ببینند، بعد سردار رو کرد به محمود.

    تو به این می‌گویی بد؟!

    و با دست اشاره کرد به برزگر.

    بفرمایید!

    رفتند تو. سردار در را تمام باز گذاشت. شاید می‌خواست نشان بدهد این جلسه نمی‌تواند یا نباید طولانی بشود. محمود و بچه‌های دیگر دفتر، این حرکت را دیدند و برای همین، جرات نکردند در را ببندند. سردار به برزگر گفت که بنشینید و خودش سرپا ایستاد. منتظر.

    پس کو ساک ات؟ اهل سبک سفر کردن شده ای تازگی‌ها!

    برزگر گفت: ساک ندارم!

    نداری؟!

    نه!

    چرا؟!

    جواب نداد.معذب بود. از چشم سردار دور نماندحالت او. آمد و ایستاد روبه روی رییس ستاد. قیافه اش جدی شد و جدی تر شد.

    راستش را بگو! چی شده که الان آمده ای دیدن من؟

    ....

    دیده بان نظام در حال جهانی کردن انقلاب اسلامی

    دیده بان نظام در حال جهانی کردن انقلاب اسلامی

    5سال پیش که آقا درجه ی سرلشگری را به حاج قاسم داد حاج قاسم مثل امروز آنچنان شناخته شده نبود که شبکه های محلی کشورهای آمریکای لاتین هم چند روز یکبار درباره اش گزارش تهیه می کنند، در میان نظامی ها هم این سوال در ذهن ها مانده بود که اعطای درجه ی سرلشگری به فرمانده ی یک نیروی برون مرزی زیر مجموعه سپاه چه معنی می دهد در حالی که فرمانده کل هم با همین درجه در حال خدمت است، اما وقتی شنیدند که آقا به حاج قاسم گفته “شما روزهای سختی پیش رو دارید بروید آماده شوید” همه منتظر آن روزها ماندند.

    وقتی جنگ سوریه شروع شد فکر کردیم روزهای سخت رسیده و امروز که داعش در ۳۰ کیلومتری کربلاست بهتر معنی روزهای سخت را می فهمیم هر چند در انتظار روزهای سخت تریم.

    حکم ریاست بر صدا و سیمای انقلاب برای معاون برون مرزی علاوه بر تخصص و تعهد حکمت دیگری هم دارد، فقط باید به امر هادی یقین کرد و صبور بود…

    دیروز و امروز فرماندهان رشید اسلام در قاب تصویر

    دیروز و امروز فرماندهان رشید اسلام در قاب تصویر

    جنگ که آغاز شد بسیاری از آنها هیچ تجربه‌ای از «نظامی‌گری» نداشتند.

    جنگ، دانشگاهی شد تا جوانان بی‌تجربه دیروز را به فرماندهانی کارکشته تبدیل کند.

    البته در میان آنها بودند افسرانی که سال‌های نه چندان طولانی را در ارتش خدمت کرده بودند و حالا باید در نبود فرماندهان، پرچم را به دست بگیرند هرچند آنها هم نظام را در میدان نبرد نیاموخته بودند.

    آنچه در زیر می‌بینید، تصاویری است از «دیروز» و «امروز» برخی از همین فرماندهان که طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم را اداره کردند.

    سردار سرلشکر قاسم سلیمانی

    وی در دوران دفاع مقدس فرماندهی لشگر 41 ثارالله کرمان را برعهده داشت و پس از آن تاکنون بعنوان فرمانده نیروی قدس سپاه مشغول خدمت است در میان مسلمین ایران و کشورهای منطقه کمتر کسی است که اوازه شجاعت اورا نشنیده باشد.

    تصاویر در ادامه مطلب

    غزل زیبای عبدالله روا، تقدیم به پدر شهیدش

     هوالنور

    وقتی از آقای عبدالله روا خواستیم دل نوشته ای به مناسبت هفته ی دفاع مقدس بنویسد گفت: تمام حرف دلش در این غزل است…

    منبع : آوینی ها

    غزل در ادامه مطلب

    مردانه زیستن؛مردانه مردن

    هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره خاک می گذ؛
    و همه آنان تا به امروز مرده اند،
    و ما نیز خواهیم مرد،
    و بر مرگ ما نیز قرن ها خواهد گذشت.

    خوشا آنان که مردانه مردند.
    و تو ای عزیز بدان؛
    تنها کسانی مردانه می میرند که مردانه زیسته باشند.

    سید مرتضی آوینی

    ليست صفحات

    تعداد صفحات : 5

    حرف دل شهدا..

    نظرسنجي

    آیا از وب سایت راضی هستید؟


    ورود کاربران

    نام کاربری :
    رمز عبور :

    » رمز عبور را فراموش کردم ؟

    عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد